قهرمان ميرزا عين السلطنه

1409

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مناسبت ندارد . يك محلهء آن به قدر همدان و يك مسجد آن به تمام قزوين مىارزد . آفرين بر آن شاه عباس . حقيقت عاقل بود . هيچ احمقى اصفهان را نمىگذارد و در آن شهر خراب قزوين كه منبع گدا و معدن كثافت است مسكن كند . اين‌جا رودخانه‌اى مثل زاينده‌رود [ هست ] . در قزوين از عطش بايد مرد . يك روز توقف اصفهان بر يك عمر توطن قزوين برترى دارد . چه گذشت آن شش ماه بر ما ، جهنم را معاينه ديدم . منارجنبان بارى رسيديم به قريه كلادون كه منارجنبان در اين قريه واقع است . دم مسجد رسيده پياده شديم . سيد معممى در را باز كرده داخل شديم . محوطهء كوچكى بود . دو باغچه داشت . مسجدى بود كه دو منار در دو سمت آن [ بود ] . قبر بابا عبد الله كه پيرى است جليل القدر و اين جنبيدن منار و مسجد را از بركت او مىدانند در آخر مسجد واقع [ است ] . تاريخ وفات بابا كه در سنگى منقور و بالاى قبرش نصب بود هشتصد و شانزده بود . فاتحه خوانده از پله‌ها بالا رفتيم . روى بام مقبره باد به شدت مىآمد . دو نفر كه مخصوص اين‌كار بودند از دو منار بالا رفتند . [ منارها ] از سطح بام بيش از پنج ذرع ارتفاع ندارد . هردو سرى از سوراخ منار بيرون آورده به‌هم مىگفتند بجنبان . تكان مىدادند . دروغ نيست . قسم نبايد به رسم ايرانيها ياد كرد . به چشم بايد ديد تا قول مردم را قبول كرد . اين منارها طورى تكان مىخوردند و اصل اين گنبد و بارگاه طورى حركت مىكرد كه بر هر بيشعورى ثابت و محقق [ مىشد ] و رؤيت مىگرديد . درست به قدر اين‌كه جلد قلمدانى را بگذارند اين منار از ديوار بام جدا شده و مجددا متصل مىشد . سر آدم به نگاه آن چرخ برمىداشت و پاها به لرزه مىافتاد . از اين جهت زمين نشستيم . متصل مىگفت بجنبان و اين دو منار و اين سقف مقبره و مسجد از پاى زمين تا بالاى منار متحرك بود ، منتها منار بهتر آشكار بود . من خودم بالاى منار رفتم و آن ديگرى تكان داد ، سرم را به ديوار چسبانيدم . درست جدا شده و به سرم مىخورد . چون باد زياد مىآمد پائين آمدم . متولى مىگفت يك مرتبه يكى از منارها خراب شده از كمر به بالا را خودم ساختم . باز آن اثر مرتفع نشده كه مشاهده مىكنيد . هركس نديده افسانه تصور مىكند . جا دارد همه‌كس به ديدن بيايد و تماشاى صنعت كند كه عقول را متحير نموده . آنچه فرنگيها هم آمده تفحص كردند و از روى علم معمارى و طبيعى دقت كردند مأخذ به دست نيامده چيزى نفهميدند .